پارسال بعدازظهر ها کلاس داشتیم
یه روز یه فکر زد به سرم که بچه ها رو بترسونم
چون زمستون بود هوا زود تاریک میشد
طبقه سوم مدرسمون خالی بود آزمایشگاه هم همون جا بود!
رفتم به معاونمون گفتم جامدادیم اونجا جا مونده میشه کلید رو بدین تا برم بیارمش
خلاصه با هزار مکافات کلید رو دستم داد البته با کلی شک و تردید!
به همکارم (دوستم) گفتم تو برو بچه هارو بیار طبقه بالا
منم میرم تو آزمایشگاه
رفتم تو آزمایشگاه اسکلت رو به بدبختی آوردمش بیرون
بردمش یه جا قایم کردم و یه چراغ قوه هم گرفتم زیرش که تا بچه ها بیان روشنش کنم
بچه ها که اومدن اسکلت رو آوردمش وسط سالن و چراغ قوه رو زیرش روشن کردم
وقتی که اونا اسکلت رو دیدن یه جیغی کشیدن که مخ معاونمون سوت کشید!
چه برسه به من بدبخت که بغلشون بودن
هیچی از ارزش هام کم نشد فقط نمره انضباطم کم شد^____^
کرم درونم فک کنم از جیغی که کشیدن سقط شد!o__o
پ.ن: من قصد داشتم این کارو انجام بدم، این ایدش از خودمه بقیش رو همین طوری واسه خنده نوشتم
ولی متاسفانه ماموریت کامل نشد
چون معاونمون گفت نمیدم کلید رو و من رو ضایع کرد
و جامدادیم مدت ها اونجا موند
:|
برچسب:
نویسنده: آرتمیس میرزایی
تاريخ: يکشنبه
25 آذر
1397 ساعت: 23:45